به حالِ پسر بچه ای فکر کن...که اسطوره ی داستانش تویی
کجا می ری اینجا مگه خونه نیست...داری خونَتو قرض می دی به کی
ببین صد هزار آرزو ابر شد...که بارون بگیره رو اشکِ یکی
نبینن غریبیشو نامَحرما...نفهمه کسی بغضِ مردونَشو
یه عاشق مثل تو تو این حال و روز...چه جوری رها می کنه خونَشو
یکی که حضورش مثل مرهمه...یکی که شبیه رقیباش نیست
یه ملت هوادارِ احساسشن...کسی فکر جادوی پاهاش نیست
داری می ری دنیاتو پیدا کنی...یه دنیا رو کشوندی اینجا خودت
به عشق تو از هر کجا اومدن...نذار باخبر شن نموندی خودت
به حالِ پسر بچه ای فکر کن...که اسطوره ی داستانش تویی
چه جوری خداحافظی می کنی...با مِیدونی که قهرمانش تویی

ای کاش قدر ِ اسطوره هایمان را بدانیم...
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:19 توسط Saharrr
|
تا آخر دنیـــــا پرسپولیسی می مونیم چون خون سرخ تو رگ هامون جاریه....